تبلیغات
شبنم خواب آلود یک ستاره




ابرهای نقره فام



خاموشی جنگل



روشنایی دریا


**************

سپیدی و سیاهی



طنین موسیقی شب



بغض آسمان سنگین





فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم، شعر هایکو، شبانه ها،

تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1396 | 23:53 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



هر که باران باشد



روی چشم همه ی پنجره ها جا دارد





سید علی میرافضلی

برچسب ها: باران،

تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1396 | 21:35 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات


من درون دهلیز تنگ و تاریکی از این تصمیم ها،از باید نبایدها زندگی کردم

و همین مرا حقیر کرد.همه جا سد ساختم،همه جا سد شکستم

با خود جنگیدم،بی خبر از آنکه مرا جهان من می سازد،و هیچ جنگی

در تنهایی،و در اتاق های دربسته،به راستی جنگ نیست

ادامه مطلب برچسب ها: برگی از یک کتاب،

تاریخ : دوشنبه 6 آذر 1396 | 19:04 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات




شبی سرد و ماتم زده



زلزله ای خوفناک



دو چشم پر خون مادر



کودکی خفته زیر آوار



آرزوهایی که دفن شد





فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم،

تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1396 | 23:01 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



تیزی نگاه



و زهر کلامت



همچون تبری است



که بر پیکره ی احساسم فرود می آید



مرهمی آغشته به شعر



بر زخم هایم می گذارم



عجیب حالم را خوب می کند





فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم،

تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1396 | 16:27 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



بهترین لحظه های روز و شبم



لحظه های شکفتن صحراست



که سیاهی شکسته پا به گریز



روشنایی گشوده بال و پر است





فریدون مشیری

برچسب ها: فریدون مشیری،

تاریخ : چهارشنبه 3 آبان 1396 | 20:57 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



پیاده روهای بدون عابر



نصف شب.......من و تنهایی



قدم می زنم در شب پاییزی سرد



نمی دانم به کجا می روم



گم کرده ام خود را در این خیابان های آشنا






برچسب ها: پاییز، تنهایی، شبانه ها،

تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1396 | 20:18 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



طبق معمول هر روز باید ناهار سفارشی اعضای خانواده را درست کنم.

درحین تهیه ی مواد لازم برای خوراکی،به فهرست مخاطبین گوشی ام

نگاهی می اندازم.از آنها که تنها نام دوست را یدک می کشند و از الفبای

دوستی چیزی نمی دانند فقط شماره ای باقی مانده...



ادامه در لینک زیر

برچسب ها: دست نوشته هایم، داستان کوتاه،
دنبالک ها: ادامه داستان،

تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1396 | 11:13 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



پیش از آنکه پاییز آخرین پنجره ات را از من بگیرد



پیش از آنکه تابستان چشم هایش را ببندد



فصل را نگه دار



تقویمت را ورق نزن



من انگور شهریورم



خواهم رسید





عرفان نظر آهاری

برچسب ها: پاییز،

تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1396 | 17:42 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



از آتش دل شمع طرب را مانم



وز شعله  آه سوز شب را مانم



دور از لب خندان تو ای صبح امید



از ناله زار مرغ شب را مانم





رهی معیری

برچسب ها: رهی معیری، شبانه ها،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1396 | 21:24 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



نسیم مهربانی می وزد



از درختان شکوفه می بارد



جاده ها بی تاب آمدنت هستند





فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم، انتظار،

تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1396 | 10:37 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات



تو خیس بارانی



اما من مثل اتاق زیر شیروانی



پر از خاطره ی بارانم






برچسب ها: باران،

تاریخ : پنجشنبه 16 شهریور 1396 | 00:10 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات
                      



زمین تب دار


گرمای نفس گیر


طعم شیرین خرما



چشمان سیاه شب


نگاه نورانی مهتاب


نجوای ستارگان




فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم، هایکو،

تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1396 | 17:31 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات




دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند


دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند


دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما


پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند





برچسب ها: انتظار،

تاریخ : جمعه 20 مرداد 1396 | 16:22 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات




کاش پروانه بودم و شبی


از این دیار


هجرت می کردم




فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم، شبانه ها،

تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 | 00:23 | نویسنده : فاطمه حیدری (رضوان) | نظرات
تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...