تبلیغات
پنجره ای رو به دریا - دود می خیزد



دود می خیزد ز خلوتگاه من



کس خبر کی یابد از ویرانه ام



با درون سوخته دارم سخن



کی به پایان می رسد افسانه ام



دست از دامان شب برداشتم



تا بیاویزم به گیسوی سحر



خویش را از ساحل افکندم در آب



لیک از ژرفای دریا بی خبر



بر تن دیوارها طرح شکست



کس دگر رنگی در این سامان ندید



چشم می دوزد خیال روز و شب



از درون دل به تصویر امید





سهراب سپهری

برچسب ها: تنهایی، سهراب سپهری،

تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395 | 18:25 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات