تبلیغات
پنجره ای رو به دریا - زندگی مثل رود همچنان جاریست




چتر رنگین کمانی اش را باز کرد

قطرات باران یکی پس از دیگری بر زمین فرود می آمد

بی هدف در خیابان ها پرسه می زد

و به سوی مقصدی نامعلوم پیش می رفت




ادامه در لینک زیر


برچسب ها: دست نوشته هایم، داستان کوتاه، زندگی، خدا،
دنبالک ها: ادامه داستان،

تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395 | 21:53 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات