هیچ می دانی



این باران سیل آسا



که تمام شهر را زیر آب برده



بغضهای فروخورده ی من است




فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم، باران،

تاریخ : جمعه 28 آبان 1395 | 18:12 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات


کارگر دختری مدت هاست بیمار است،بنیه اش روز به روز تحلیل می رود.

پزشک معالج و دختری که با بیمار هم منزل است و نقاش سالخورده ای

که دوست آنهاست منتهای کوشش خود را می کنند،لیکن دخترک دست

از زندگی شسته است.پاییز است و برگ های سرخ پیچکی که از دیوار 

رو به روی خانه شان بالا رفته است،یکی پس از دیگری فرو می افتند.


ادامه مطلب برچسب ها: داستان کوتاه،

تاریخ : یکشنبه 23 آبان 1395 | 00:16 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



همه می گویند غروب جمعه دلگیر است



اما نمی گویند چرا ؟



جمعه هم از پی نیامدنت داغ سکوت برلب می زند



و تا جمعه ای دیگر خاموش می ماند



اما آن جمعه که بیایی



ابرهای متراکم و تاریک را از دلها می زدایی



و چشم هایی را که حسرت زیارت آفتاب دارند 



به نوازش نور و مهربانی می خوانی





برچسب ها: غروب، انتظار،

تاریخ : جمعه 21 آبان 1395 | 20:26 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



می گویند پروانه ی خیسی



که زیر بوته ی باد مرده بود



دیگر خواب عطر انار



و شکوفه ی نرگس نخواهد دید



باورش دشوار است





سید علی صالحی

برچسب ها: سید علی صالحی،

تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1395 | 16:40 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات




سالهاست که عکس تو را



گوشه ی خالی دلم قاب کرده ام



و تا ابد دلتنگ دیدار توام




فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم، دلتنگی،

تاریخ : دوشنبه 17 آبان 1395 | 22:09 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



از تو




شبی جامانده در من




که هرگز صبح نخواهد شد





عباس حسین نژاد

برچسب ها: شبانه ها،

تاریخ : شنبه 15 آبان 1395 | 22:34 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



همه ی اندوه هایم را در پاییز جمع کردم و در باغ خویش دفن نمودم

هنگامی که ماه آوریل بازگشت و تابستان فرا رسید

تا با زمین ازدواج کند،در باغچه ام گلهایی در اوج زیبایی رویید

که با سایر گل ها تفاوت داشت

سپس همسایگانم آمدند تا گلهای باغچه ام را تماشا کنند

همه ی آنها به من گفتند : اگر پاییز فرا رسد و زمان بذرافشانی

همراه آن بیاید،آیا از بذرهای این گلها به ما میدهی تا در باغ هایمان

 بکاریم ؟




بخشی از کتاب ماسه و کف

اثر جبران خلیل جبران

برچسب ها: پاییز، جبران خلیل جبران، برگی از یک کتاب،

تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1395 | 18:57 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



چه زیباست دنیا



اگر



از دریچه ی نگاه تو دیده شود





فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم،

تاریخ : شنبه 8 آبان 1395 | 21:49 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



شعرهایم



مزارع رویاهای سوخته ای است



که دست خیالم می کارد



و قلب من چون آدمک



به آن خیره مانده است



و می اندیشد



چرا عشق به من نمی آید



و من در واژه ها



این خانه های خالی ام



نجوا می سازم




پرویز صادقی

برچسب ها: عشق، رویا،

تاریخ : جمعه 30 مهر 1395 | 14:00 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



خدایا



دلم به سان قبله نماست



وقتی عقربه اش به سمت تو می ایستد



آرام می شود



و خدا با من است





برچسب ها: خدا، نیایش،

تاریخ : سه شنبه 27 مهر 1395 | 09:20 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



در یک صبح سرد پاییزی



نگاه گرم خورشید



نظاره گر کودکی بود



که زیر سایبانی از ابر سپید



ترانه ی باران را زمزمه می کرد




فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم، باران،

تاریخ : یکشنبه 25 مهر 1395 | 18:41 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



ای دل ! تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟


داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند


این چه اختیاری است که برای روی آوردن بدان باید پشت


به اراده ی حق نهاد ؟ ای دل !


نیک بنگر تا قلاده ی دنیا را بر گردنشان ببینی


و سررشته ی قلاده را که در دست شیطان است


آنان می انگارند که این راه را به اختیار خویش می روند


غافل از آنکه شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی


که در نفس خویش دارند می فریبد





بخشی از کتاب فتح خون

به قلم شهید سید مرتضی آوینی

برچسب ها: moharam95، برگی از یک کتاب،

تاریخ : چهارشنبه 21 مهر 1395 | 16:57 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



گودال قتلگاه پر از بوی سیب بود



تنهاتر از مسیح،کسی بر صلیب بود



سرها رسید از پی هم،مثل سیب سرخ



اول سری که رفت به کوفه،حبیب بود




ادامه مطلب برچسب ها: moharam95،

تاریخ : شنبه 17 مهر 1395 | 23:15 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



یک لیوان چای داغ می خواهم



و کمی مهر



که در این روزهای سرد دلم را گرم کند




فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم،

تاریخ : چهارشنبه 7 مهر 1395 | 17:11 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



تنها یک پرنده ی کوچک که زیر برگها نغمه سرایی می کند



برای اثبات خدا کافی است




ویکتور هوگو

برچسب ها: خدا، جملات قصار،

تاریخ : دوشنبه 5 مهر 1395 | 01:37 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات
تعداد کل صفحات : 10 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...