تبلیغات
شبنم خواب آلود یک ستاره

دسته گل





روزی اتوبوسی خلوت در حال حرکت بود.

پیرمردی با دسته گلی زیبا روی یکی از صندلی ها نشسته بود.

مقابل او دخترکی جوان قرار داشت

که بی نهایت شیفته ی زیبایی و شکوه دسته گل شده بود

و لحظه ای چشم از آن برنمی داشت.


ادامه مطلب
برچسب ها: داستان کوتاه،
[ یکشنبه 1 مرداد 1396 ] [ 20:00 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

مهمانی مهتاب




هنوز هم در رویاهایم


تصویر آن خانه ی قدیمی موج می زند


همان خانه که حوض ماهی کوچکش


هر شب به مهمانی مهتاب می رفت




فاطمه حیدری (رضوان)


برچسب ها: دست نوشته هایم، رویا، شبانه ها،
[ جمعه 23 تیر 1396 ] [ 22:10 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

زمانه با من است





تا تو با منی زمانه با من است


بخت و کام جاودانه با من است


تو بهار دلکشی و من چو باغ


شور و شوق صد جوانه با من است


یاد دلنشینت ای امید جان


هر کجا روم روانه با من است


ناز نوشخند صبح اگر تو راست


شور گریه ی شبانه با من است




هوشنگ ابتهاج


برچسب ها: هوشنگ ابتهاج،
[ شنبه 3 تیر 1396 ] [ 13:42 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

یاد تو




هر زمان خاطرت از خیالم رد شد


بارانی گرفت و بر دشت دلم بارید





فاطمه حیدری (رضوان)


برچسب ها: دست نوشته هایم، باران،
[ دوشنبه 29 خرداد 1396 ] [ 01:00 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

ای حافظ آسمانی




ای حافظ،سخن تو همچون ابدیت بزرگ است

زیرا آن را آغاز و انجامی نیست.

کلام تو همچون گنبد آسمان،تنها به خود وابسته است

و میان نیمه ی غزل تو با مطلع و مقطعش فرق نمی توان گذاشت

زیرا همه ی آن در حد جمال و کمال است.


ادامه مطلب
برچسب ها: برگی از یک کتاب،
[ یکشنبه 21 خرداد 1396 ] [ 11:31 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

مشکن مرا



پرواز من به بال و پر توست زینهار


مشکن مرا که می شکنی بال خویش را


هر سر موی تو از غفلت به راهی می رود


جمع کن پیش از گذشتن کاروان خویش را


کاش وقت آمدن واقف ز رفتن می شدم


تا چو نی در خاک می بستم میان خویش را


دل را حیات از نفس آرمیده است


بیماری نسیم دهد جان چراغ را




صائب تبریزی


برچسب ها: صائب تبریزی،
[ چهارشنبه 17 خرداد 1396 ] [ 19:11 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

فانوس شب





فانوس شب را روشن می کنم


باد شیهه می کشد


پرنده ای در جست و جوی لانه ی گمشده ی خویش است


سایه ای از دور مرا می خواند


جنبنده ای میان علف ها پنهان می شود


سر فرود می آورم


اما کسی نیست


نکند این تویی


که گاه به گاه میان خیالاتم سرگردانی




فاطمه حیدری (رضوان)


برچسب ها: دست نوشته هایم، شبانه ها،
[ چهارشنبه 10 خرداد 1396 ] [ 22:18 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

آخرین رویا




برگرد عاشق ترین همدرد


آخر چگونه از خیالت بگذرم


برگرد و غمگینم نکن


شب ها ای آخرین رویا


من بی تو از رویای خود تنهاترم



ادامه مطلب
برچسب ها: ترانه، رویا، عشق،
[ یکشنبه 7 خرداد 1396 ] [ 21:23 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

رنگین کمان عشق




دستانم را روی صورت خیس پنجره می کشم

بخار شیشه را محو می کنم

دشتی سبز رو به رویم نمایان می شود

ناگهان باد پنجره را می گشاید

عطر خوش باران و گل و سبزه در فضا پراکنده می شود

در همان لحظه خدا،طرحی از رنگین کمان عشق را

روی بوم آبی آسمان به تصویر می کشد




فاطمه حیدری (رضوان)


برچسب ها: دست نوشته هایم، خدا، باران،
[ پنجشنبه 4 خرداد 1396 ] [ 09:13 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

غم غربت





بال تنها
 


غم غربت به پرستوها داد




فاضل نظری


برچسب ها: فاضل نظری،
[ دوشنبه 1 خرداد 1396 ] [ 00:15 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

بگو ای برگ





آسمان را بارها


با ابرهایی تیره تر از این دیده ام


اما بگو ای برگ


در افق شبگیران


کاین چنین،دلگیر و بارانی ست


پاره اندوه کدامین یار زندانی است




محمدرضا شفیعی کدکنی


برچسب ها: باران، شفیعی کدکنی،
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 ] [ 20:40 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

بار گران واژگان





حرف های نهفته در دلم


روی قلبم سنگینی می کند



تا کجا با خود برم


این بار گران واژگان را




فاطمه حیدری (رضوان)


برچسب ها: دست نوشته هایم،
[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 ] [ 18:34 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

نگاه دریا




کاش می شد از آسمان خیال

دانه دانه ستاره ها را چید



مثل پژواک یک صدا در کوه

در سکوت حزین دل پیچید




ادامه مطلب
برچسب ها: شبانه ها،
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 ] [ 20:30 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

حوالی خانه ی دلم




حوالی خانه ی دلم



هوا کمی تا قسمتی مه آلود است



ای خورشید گرما بخش عشق



لحظه ای بر من بتاب




فاطمه حیدری (رضوان)


برچسب ها: دست نوشته هایم،
[ شنبه 2 اردیبهشت 1396 ] [ 14:21 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

نگاه همیشه بیدار





می دانم صدای تردیدهای مرا می شنوی


و قدم هایم را در این دوراهی ها تنها نمی گذاری


آرام و مطمئن می نشینم به باز کردن گره ی تردیدهایم


و راه از بیراه آشکار می شود


راه من پر است از انتخاب


نمی خواهم خواب آلوده قدم در بیراهه بگذارم


اختیارم را گره می زنم به یکتایی نگاه همیشه بیدارت





اکرم اسماعیلی پور(محدثه)

از مجموعه شعر چقدر با تو خوبم



برچسب ها: خدا،
[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 16:17 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]