تبلیغات
پنجره ای رو به دریا - مطالب ابر باران



اندوه ها در من شعله ور است



و ابرها در من در حال بارش



نیمی آتشم



نیمی باران



اما بارانم آتشم را خاموش نمی کند





رسول یونان


برچسب ها: باران،

تاریخ : یکشنبه 24 بهمن 1395 | 21:05 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



باران که ببارد،چتر بهانه ای می شود برای با هم بودن.

اما باید کسی باشد که تو را عاشقانه زیر باران تا انتها

همراهی کند.وقتی که بند بند وجودت از سرمای این

روزگار بلرزد،تو را یک فنجان چای گرم مهمان خود کند.

هر سخنش عطر محبت و دوستی با خود داشته باشد.

گرمای واژگانش تسلی بخش روح خسته ات باشد.

کسی که وجودش میان این همه بی مهری ها و

کم لطفی ها غنیمت است.

خدایا،چقدر هوای این شهر سرد و زمستانی است...




برچسب ها: دست نوشته هایم، زمستان، عشق، باران،

تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1395 | 15:09 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



می توان در قاب خیس پنجره



چک چک آواز باران را شنید 



می توان دلتنگی یک ابر را



در بلور قطره ها بر شیشه دید





برچسب ها: باران، دلتنگی،

تاریخ : شنبه 13 آذر 1395 | 19:48 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



هیچ می دانی



این باران سیل آسا



که تمام شهر را زیر آب برده



بغضهای فروخورده ی من است





برچسب ها: دست نوشته هایم، باران،

تاریخ : جمعه 28 آبان 1395 | 18:12 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



در یک صبح سرد پاییزی



نگاه گرم خورشید



نظاره گر کودکی بود



که زیر سایبانی از ابر سپید



ترانه ی باران را زمزمه می کرد




برچسب ها: دست نوشته هایم، باران،

تاریخ : یکشنبه 25 مهر 1395 | 18:41 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



زودتر از هوای پاییزی آمده است



چه زیبا کرده هوای چشمانم را



باران این طرف پنجره




برچسب ها: باران، پاییز،

تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور 1395 | 00:29 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



ارزش قطره های باران را گلهای تشنه می دانند



قدر دوستان خوب را دلهای تنگ




برچسب ها: باران، چملات قصار،

تاریخ : سه شنبه 26 مرداد 1395 | 19:33 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



باران 



نام دیگر تو بود




به شهر که می آمدی



هوا،از بوی خوش پر میشد



خیابانها،از ازدحام نگاه ها و ماشین ها




برچسب ها: باران،

تاریخ : دوشنبه 28 تیر 1395 | 22:10 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



وقتی دلم گرفت...زیر باران گریه گردم



وقتی اشک هایم میان قطره های باران گم شدند



تازه فهمیدم غم من چقدر کوچک است و غم آسمان چقدر بزرگ




برچسب ها: باران، اشک،

تاریخ : شنبه 4 اردیبهشت 1395 | 20:44 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات
       


دلتنگی هایم را نشاندم روی دوش بادبادک


و فرستادمشان به آسمان...


دارد باران می بارد


برچسب ها: دلتنگی، باران،

تاریخ : دوشنبه 9 فروردین 1395 | 18:58 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات

برچسب ها: باران،

تاریخ : سه شنبه 8 دی 1394 | 23:28 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



اینجا پاییز می بارد از آسمان



و من دارم سر می روم از باران



مگر تو کجای این جهان آه کشیده ای؟!




برچسب ها: باران، پاییز،

تاریخ : جمعه 6 آذر 1394 | 18:13 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



کلماتم را در جوی سحر می شویم



لحظه هایم را در روشنی باران ها




برچسب ها: باران،

تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1394 | 22:54 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات





زمین عطش دارد



چشم امیدش به آسمان است






برچسب ها: دست نوشته هایم، باران،

تاریخ : جمعه 12 تیر 1394 | 21:38 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات