تبلیغات
شبنم خواب آلود یک ستاره - مطالب ابر خدا

آرامش دریاچه





هنگامی که خداوند مرا همچون سنگ ریزه ای در این دریاچه ی عجیب

انداخت،آرامش آن را برهم زد و بر سطح آن دایره هایی نامحدود پدید آوردم

ولی هنگامی که به اعماق آن رسیدم،مانند آن آرام شدم.




جبران خلیل جبران


برچسب ها: جملات قصار، خدا، جبران خلیل جبران،
[ سه شنبه 10 مرداد 1396 ] [ 07:30 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

رنگین کمان عشق




دستانم را روی صورت خیس پنجره می کشم

بخار شیشه را محو می کنم

دشتی سبز رو به رویم نمایان می شود

ناگهان باد پنجره را می گشاید

عطر خوش باران و گل و سبزه در فضا پراکنده می شود

در همان لحظه خدا،طرحی از رنگین کمان عشق را

روی بوم آبی آسمان به تصویر می کشد




فاطمه حیدری (رضوان)


برچسب ها: دست نوشته هایم، خدا، باران،
[ پنجشنبه 4 خرداد 1396 ] [ 09:13 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

نگاه همیشه بیدار





می دانم صدای تردیدهای مرا می شنوی


و قدم هایم را در این دوراهی ها تنها نمی گذاری


آرام و مطمئن می نشینم به باز کردن گره ی تردیدهایم


و راه از بیراه آشکار می شود


راه من پر است از انتخاب


نمی خواهم خواب آلوده قدم در بیراهه بگذارم


اختیارم را گره می زنم به یکتایی نگاه همیشه بیدارت





اکرم اسماعیلی پور(محدثه)

از مجموعه شعر چقدر با تو خوبم



برچسب ها: خدا،
[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 16:17 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

زندگی مثل رود همچنان جاریست





چتر رنگین کمانی اش را باز کرد

قطرات باران یکی پس از دیگری بر زمین فرود می آمد

بی هدف در خیابان ها پرسه می زد

و به سوی مقصدی نامعلوم پیش می رفت



فاطمه حیدری (رضوان)
ادامه در لینک زیر



برچسب ها: دست نوشته هایم، داستان کوتاه، زندگی، خدا، دنبالک ها: ادامه داستان،
[ پنجشنبه 5 اسفند 1395 ] [ 20:53 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

معرفت کردگار




خدایا



دلم به سان قبله نماست



وقتی عقربه اش به سمت تو می ایستد



آرام می شود



و خدا با من است






برچسب ها: خدا، نیایش،
[ سه شنبه 27 مهر 1395 ] [ 09:20 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

پرنده




تنها یک پرنده ی کوچک که زیر برگها نغمه سرایی می کند



برای اثبات خدا کافی است




ویکتور هوگو


برچسب ها: خدا، جملات قصار،
[ دوشنبه 5 مهر 1395 ] [ 01:37 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

خدا زیباست...



برچسب ها: خدا، زمستان، زیبایی،
[ شنبه 15 اسفند 1394 ] [ 19:07 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

حال عجیبی است...





حال عجیبی است



گویی از بند این جهان رها شده ام



پیش روی چشمانم



سرزمینی است زیبا،بی انتها



باید بروم



تا آغوش گرم خدا راهی نمانده




فاطمه حیدری (رضوان)



برچسب ها: دست نوشته هایم، خدا، ملکوت،
[ یکشنبه 29 آذر 1394 ] [ 17:44 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

خدا بیدار است





برای اندوه های بزرگ زندگی شهامت داشته باش



و برای غصه های کوچک شکیبایی



در این صورت اگر وظیفه ی روزانه ات را به انجام رساندی



برو آرام بخواب،خدا بیدار است





ویکتور هوگو


برچسب ها: خدا، امید، جملات قصار،
[ جمعه 10 مهر 1394 ] [ 21:00 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

لحظه های ناب




خدایا



به حرمت تمام لحظه های ناب



نگاه نابت را از لحظه هایم نگیر





برچسب ها: خدا، امید، نیایش،
[ شنبه 28 شهریور 1394 ] [ 22:56 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

اوج آسمان ها



برچسب ها: خدا، شبانه ها، ملکوت،
[ یکشنبه 18 مرداد 1394 ] [ 23:03 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

اشک خدا





همسفر با نسیم،از دشت لاله های سرخ گذر کردم


ردپای لاله ای پرپر شده را تا ابتدای جاده ی پاییز دنبال کردم


جاده ی پاییز بود اما رو به بهار


روی هر گلبرگ قطره اشکی می درخشید


آن اشک خدا بود از شوق دیدار روی ماه




فاطمه حیدری (رضوان)

تقدیم به لاله های پرپر شده ی میهنمان


برچسب ها: دست نوشته هایم، اشک، خدا،
[ پنجشنبه 8 مرداد 1394 ] [ 00:54 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

لطافت لبخند شکوفه






چه زیباست اگر لطافت لبخند شکوفه را



لطف آن خدایی بدانیم که هنوز از انسان ناامید نیست




برچسب ها: خدا، امید، جملات قصار، زیبایی،
[ شنبه 13 تیر 1394 ] [ 23:53 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]

مه غلیظ تنهایی





شاهد مهربانم


یاری ام کن در مه غلیظ این همه تنهایی


که به هر سو می نگرم


همه دوریست از شور و شوقی که نزدیکی آنرا


سالهاست دیگر احساس نمی کنم


یاری ام کن برخیزم از این رخوت بی منتهای تنهایی


که من این همه بی کسی را با خود به کجا برم




برچسب ها: تنهایی، خدا، نیایش،
[ چهارشنبه 10 تیر 1394 ] [ 00:20 ] [ فاطمه حیدری (رضوان) ]