تبلیغات
پنجره ای رو به دریا - مطالب ابر دست نوشته هایم



در یک صبح سرد پاییزی



نگاه گرم خورشید



نظاره گر کودکی بود



که زیر سایبانی از ابر سپید



ترانه ی باران را زمزمه می کرد




برچسب ها: دست نوشته هایم، باران،

تاریخ : یکشنبه 25 مهر 1395 | 18:41 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



یک لیوان چای داغ می خواهم



و کمی مهر



که در این روزهای سرد دلم را گرم کند




برچسب ها: دست نوشته هایم،

تاریخ : چهارشنبه 7 مهر 1395 | 17:11 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



امسال هم پاییز کمی دیرتر خودنمایی می کند



اینجا درختان هنوز به سرما عادت نکرده اند



دیری است که زمین رنگ باران به خود ندیده



تابستان مدتی ماندگار خواهد بود




برچسب ها: دست نوشته هایم، پاییز،

تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395 | 22:07 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



تقویم خاطرات را دستان باد ورق می زند



از میان ابرها لایه ای نور بر فراز دریا می تابد



و شعاع آن تا عمق آسمان دلتنگی ام نفوذ می کند




برچسب ها: دست نوشته هایم، دلتنگی،

تاریخ : جمعه 5 شهریور 1395 | 19:15 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



در ساحل چشمانت



دریا موج می زند



شب



در نگاهت پیداست




برچسب ها: دست نوشته هایم،

تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1395 | 23:55 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



امشب در محفلی شبانه همنشین ستارگان شده ام


 
دریا عجیب آرام است و ماهیان در خوابی عمیق



ماه از پشت تکه ابر نقره ای با من سخن می گوید



آلاچیقی از گلهای شب بو ساخته ام



شمع روشن کرده ام



شمع هایی به رنگ نیلی آسمان




برچسب ها: دست نوشته هایم، شبانه ها،

تاریخ : شنبه 16 مرداد 1395 | 00:48 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



کاش



سهم من از زندگی



یک فنجان عشق



و دو حبه شیرینی بود





برچسب ها: دست نوشته هایم، زندگی،

تاریخ : جمعه 25 تیر 1395 | 21:19 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



در آن سوی دشت ها



تک درخت خاطراتم را می جویم




تا لحظاتی را با یاد زیبای تو سر کنم





برچسب ها: دست نوشته هایم،

تاریخ : چهارشنبه 9 تیر 1395 | 22:13 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



می توان تابلوی زندگی را طور دیگری کشید



و نقشی زیبا به یادگار گذاشت





برچسب ها: دست نوشته هایم، زندگی، زیبایی،

تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1394 | 19:00 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات




حال عجیبی است



گویی از بند این جهان رها شده ام



پیش روی چشمانم



سرزمینی است زیبا،بی انتها



باید بروم



تا آغوش گرم خدا راهی نمانده





برچسب ها: دست نوشته هایم، خدا، ملکوت،

تاریخ : یکشنبه 29 آذر 1394 | 17:44 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات




غروب است و خورشید



در انتظار ماه کم کم به خوابی عمیق فرو می رود



آن طرف تر کبوتری شکسته بال 



بر شاخه ی عریان درختی نشسته



و در حسرت پرواز است 





برچسب ها: زمستان، غروب، دست نوشته هایم،

تاریخ : یکشنبه 1 آذر 1394 | 00:14 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



پاییزی دیگر از راه می رسد



فصل خزان جامه ی زیبایش را به تن خواهد کرد



و باز لرزش شاخه های بید مجنون زیر باران عاشقی



خش خش برگ های رنگارنگ



آوای خوش پرندگان



و رقص آهنگین برگها هم نوا با نسیم پاییزی



همه با هم سمفونی مهر را چه زیبا می نوازند





برچسب ها: دست نوشته هایم، پاییز،

تاریخ : سه شنبه 31 شهریور 1394 | 19:46 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



دیرزمانی ست که آرزوهایم رنگ خیال به خود گرفته اند



و من آنقدر در سیلاب رویاهایم غرق شده ام



که کشتی نجات در کنار ساحل رویاها لنگر انداخته





برچسب ها: دست نوشته هایم، رویا، آرزو،

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394 | 23:31 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات




همسفر با نسیم،از دشت لاله های سرخ گذر کردم


ردپای لاله ای پرپر شده را تا ابتدای جاده ی پاییز دنبال کردم


جاده ی پاییز بود اما رو به بهار


روی هر گلبرگ قطره اشکی می درخشید


آن اشک خدا بود از شوق دیدار روی ماه




تقدیم به لاله های پرپر شده ی میهنمان

برچسب ها: دست نوشته هایم، اشک، خدا،

تاریخ : پنجشنبه 8 مرداد 1394 | 00:54 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات





زمین عطش دارد



چشم امیدش به آسمان است






برچسب ها: دست نوشته هایم، باران،

تاریخ : جمعه 12 تیر 1394 | 21:38 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3