این غروب حزین



هجرت پرستوها



دسته دسته



در آسمان سرخ رنگ



ساحل،آرام و بی صدا



من و حسرت



دیدار دوباره ی یار



موسیقی تلخ سکوت



همچنان در تکرار




فاطمه حیدری (رضوان)

برچسب ها: دست نوشته هایم، غروب، دلتنگی،

تاریخ : پنجشنبه 16 دی 1395 | 17:26 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات



همه می گویند غروب جمعه دلگیر است



اما نمی گویند چرا ؟



جمعه هم از پی نیامدنت داغ سکوت برلب می زند



و تا جمعه ای دیگر خاموش می ماند



اما آن جمعه که بیایی



ابرهای متراکم و تاریک را از دلها می زدایی



و چشم هایی را که حسرت زیارت آفتاب دارند 



به نوازش نور و مهربانی می خوانی





برچسب ها: غروب، انتظار،

تاریخ : جمعه 21 آبان 1395 | 20:26 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات




غروب است و خورشید



در انتظار ماه کم کم به خوابی عمیق فرو می رود



آن طرف تر کبوتری شکسته بال 



بر شاخه ی عریان درختی نشسته



و در حسرت پرواز است 




فاطمه حیدری (رضوان)


برچسب ها: زمستان، غروب، دست نوشته هایم،

تاریخ : یکشنبه 1 آذر 1394 | 00:14 | نویسنده : فاطمه حیدری ( رضوان ) | نظرات